تبليغاتX
گوناگون
بوی گلپر مثال اطلسی نیست ، حرفهای من مثل حرف کسی نیست
 بیوگرافی (زندگینامه) دکتر عبدالرحمن رستمیان فوق تخصص روماتولوژی

بنام خداوند بخشنده و مهربان

بیوگرافی (زندگینامه) دکتر عبدالرحمن رستمیان

دکتر عبدالرحمن رستمیان در سال 1339 در شهرستان دامغان متولد شد. تحصيلات متوسطه خود را در دبيرستان دكتر هشترودي به پايان رساند. در سال 1364 تحصيلات عالي خود را در رشته پزشكي در دانشگاه علوم پزشكي تهران آغاز نموده و در سال 1371 دراین رشته فارغ التحصيل گرديد. در سال 1374 موفق به اخذ درجه تخصصي در رشته بيماريهاي داخلي و در سال 1382 موفق به اخذ درجه فوق تخصص در رشته روماتولوژی از دانشگاه علوم پزشکی تهران شد .وی از تاریخ 16/7/1388 به عنوان مشاور رئیس دانشگاه و معاون بالینی پرديس بين المللي دانشگاه علوم پزشکی تهران در کیش منصوب شد .

همچنین ایشان در هشتمین دوره ی انتخابات مجلس شورای اسلامی از حوزه ی انتخاباتی دامغان خود را کاندیدای خدمت به ایران عزیز نمود که با کمترین اختلاف ممکن نسبت به نفر اول در جایگاه دوم قرار گرفت و به مجلس راه نیافت .

پاره ای از مسئولیت های دکتر رستمیان تا کنون:

عضو هيئت علمي ( استاديار) گروه داخلي در بخش روماتولوژي بيمارستان وليعصر

رئیس مجتمع بیمارستانی امام خمینی (ره) بزرگترین مجتمع بیمارستانی خاور میانه (برای مدت حدود 5 سال)

رئيس اورژانسها و درمانگاه‌هاي بيمارستان امام خميني (ره) تهران

رئيس دانشگاه علوم پزشكي بوشهر، که در مدت زمانی که ایشان این مسئولیت را بر عهده داشتند پیشرفت های بسیار زیادی از لحاظ عمرانی و دانشکده ها و همچنین هیئت علمی برای این دانشگاه حاصل شد .

• معاون سلامت دانشگاه علوم پزشكي تهران

متن حکم آخرین مسئولیت ایشان:

 جناب آقاي دكتر عبدالرحمن رستميان

عضو محترم هيئت علمي دانشكده پزشكي

 با سلام و احترام

باتوجه به تجارب و سوابق ارزشمند جنابعالي، ضمن تشكر از زحمات حضرتعالي در زمان تصدي رياست مجتمع بيمارستاني امام خمينی (ره) به موجب اين ابلاغ به عنوان مشاور اينجانب منصوب مي شويد

ضمنا بنا به پيشنهاد رئيس پرديس بين الملل دانشگاه به عنوان معاون باليني پرديس بين الملل دانشگاه منصوب مي گرديد. اميد است با شناختي كه درا مور باليني آموزش پزشكي در شما سراغ دارم در هماهنگي و بستر سازي مناسب در جهت استقرار دوره باليني دانشجويان و امور آموزشي مرتبط با آن توفيق يابيد.

دكتر لاريجاني

رئيس دانشگاه

دکتر عبدالرحمن زستمیان و دکتر لاریجانی

منابع : سایت دانشگاه علوم پزشکی و خدمات درمانی تهران ،تراکت های تبلیغاتی ایشان در زمان انتخابات مجلس شورای  اسلامی هشتم و

school of medicine Tehran university of medical scince

 

|+| نوشته شده توسط حکمت در چهارشنبه چهارم آذر 1388  |
 بیوگرافی (زندگینامه) ناصر احمدی ، محمود قنبری و حمید منوچهری از پیشکسوتان دوبلاژ
به نام خداوند بخشنده و مهربان

بیو گرافی ( زندگینامه ) سه دوبلر قدیمی

اول) محمود قنبری - محل تولد: دامغان ، سال تولد : 1321 ، مدرک تحصیلی : دیپلم

شروع حرفه دوبلاژ :وی دوبله را از 1338 آغاز کرد و در سال 1342 وارد عرصه مدیریت دوبلاژ شد .

وی در حال حاضر سرپرستی گویندگان برای مجموعه " فرار از زندان " را در دست دارد .

نمونه هایی از آثاری که استاد محمود قنبری مدیر دوبلاژ آنها بوده است:

سریال رودخانه وحشی ( مدیریت دوبلاژ وصحبت به جای لوک مک گری گور)

سری اول سریال کلید اسرار(1387)

ياران (۱۳۷۲)

حمله خرچنگها (1371)

(1371)  گريز  

  مأموريت آقاي شادي (۱۳۷۱)

ماه عسل (1371)  

شقايق (1370)

(1370)  عشق من ـ شهر من

  گل ها و گلوله ها (1370))

آخرين مهلت (1368)

صخره هميشه سبز (1367)

سفر غريب (1366)

(1366)  محموله

 زنگها (1364)

ستاره دنباله دار (1364)

آشيانه مهر (1363)

) جنجال بزرگ (1363

(1363)  در اسارت

(1363)  سرباز كوچك

(1363)  شب مكافات

(1357)  فرار از بند

(1357)  مبارزي در نيمه راه/شب بازيگران

محمود قنبری مدیر دوبلاژ

 

دوم ) ناصر احمدی - محل تولد : دامغان ، سال تولد: 1323

شروع حرفه دوبلاژ: 1344

سایر فعالیتها : گویندگی در رادیو و تلویزیون از 1348، گویندگی خبر رادیو

ناصر احمدی از گویندگان توانای نقش های مکمل . از کارهای زیبای او می توان به گویندگی به جای جک کارسون در گربه روی شیروانی داغ ، پیتر پوستلویت در مظنونین همیشگی به نقش کوبایاشی و گیملی در فیلم ارباب حلقه ها اشاره کرد.

او در جواب این سوال” چگونه پايتان به داخل ساختمان راديو رسيد؟ " چنین می گوید :

يادم مي‌آيد اولين بار كه اسمم را در راديو نوشتم، پرسشنامه‌اي به دستم دادند كه محتواي سوالاتش اين بود كه دوست دارم چند ساعت در راديو باشم و چقدر دستمزد بگيرم؟ من در جواب اين سوال نوشتم بیست و چهار ساعت كار مي‌كنم، آن هم به‌طور مجاني.

در مورد چگونگی ورودش به دوبله خودش چنین می گوید :

 به دعوت آقاي قنبري وارد عرصه دوبله شدم. ايشان در استوديو كاسپين فعاليت مي‌كردند.امتحان دادم و... زنده‌ياد «منوچهر نوذري» بسيار مرا كمك كرد تا در آزمون ورودي قبول شوم و سال 1346 وارد عرصه دوبلاژ شدم .

ناصر احمدی دوبلر

 

سوم)حمید منوچهری- محل تولد : دامغان ، تاریخ تولد :1320

شروع حرفه دوبلاژ : 1337 ، مدیریت دوبلاژ از 1363

سایر فعالیت ها : کارگردانی و گویندگی رادیو از 1342 – بازی در تئاتر و سینما و تلویزیون – مجری برنامه پایان دوران گویندگی در نقش های مختلف سوم و چهارم در فیلم و سریال (در سریالهای اخیر بیشتر مدیریت دوبلاژ) نقشهای شاخص : کارتون : کارآگاه گجت(کلاه) – میتی کومان(نقشهای منفی)، فیلم کلاه (رنه لفر / ژیلبر وارنو) مدیریت دوبلاژ : وسوسه شیطان – پسران بد 2(دوبله تلویزیونی) – حرفه خانوادگی – تعقیب کوبنده و ...

در ضمن دو فرزند ایشان نیز با نامهای وحید و امیر به حرفه پدر روی آورده اند که در زیر شرح مختصری از آنها را نیز بیان می کنم .

وحيد منوچهری تولد : 1351 – تهران فرزند حمید منوچهری و برادر امیر منوچهری شروع حرفه ای دوبله : 1375 استادها : حمید منوچهری – ناصر تهماسب نقش های شاخص : سریال : هشدار برای کبرا 11 (تام) – بینوایان(ماریوس) – پرستاران(بن) – افسانه عقابهای مبارز(گواجینگ) فیلم : شیوع(کوبا گودینگ جونیور) – حرفه خانوادگی (متیو برادریک) – پسران بد (ویل اسمیت)

امیر منوچهری : تولد: 1358، تهران. فرزند حمید منوچهری و برادروحید منوچهری.شروع حرفه ای دوبله : 1380. سایرفعالیتها : بازی دررادیو ، کارگردانی برنامه های رادیویی، کارگردانی برنامه گردش درورزش و هوای تازه شبکه رادیویی جوان ، بازی درسریال چهل تکه ( ارژنگ امیرفضلی) . سریال : کمیسرشهر ( روسیون) ، روزگارقدیم ( سیاح) . فیلم : روباه نه دم ( روباه ) ، انجمن شاعران مرده ( جاش چارلز) .

 وحید منوچهریحمید منوچهریامیر منوچهری

وحید ، حمید و امیر منوچهری

|+| نوشته شده توسط حکمت در سه شنبه سوم آذر 1388  |
 عشق

اي نرگس باغم                               تو اي عزيزترين

اي تك روشنگر باور تيرة من            شمع باش تا پروانه ات شوم

بتاب تا من هم براي بسي بيشتر تابيدنت , بالهاي ظريفم را وقف تو كنم

ذره ذره ميسوزيم و ميتابيم ولي نه بر زندگي فاني خويش كه ذره اي ارزش ندارد

بلكه ميتابيم بر راه عاشقاني كه راه عشق گم كرده اند و بيراهه ها را صدقه ميروند

فانوس شبي خواهيم شد بر دل هر عاشق كه بيراهه ها را از جاده عشق مجزا ميكند

بگذار مهر مهتاب شبهاي گرم عاشقي باشيم و بر راه و چاهِ ره گم كردگان بتابيم

بگذار فداي قداست عشق شويم , چرا كه حضرت عشق نام ما را عاشق نهاد

عشق جاودان است و عاشق تنها فـداي جاوداني عشق ميشود و بس

بر آستان عاشق همان بس كه به نام قرباني عشق يادش كنند

همان بس كه نورانيت خـود را فداي تاريكي ها كرد

همان بـس كه نـامش را عاشق نـهادند

زنـده بـادا عـاشق پـرستي

جاودان باد عاشقي

جاودان باد

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل در یکشنبه یکم آذر 1388  |
 سخنی از دکتر علی شریعتی

 
 
اگر دروغ رنگ داشت هر روز شايد
و بي رنگي كمياب ترين چيزها بود



اگر عشق ارتفاع داشت

من زمين را زير پاي خود داشتم

و تو هيچ گاه عزم صعود نمي كردي

آنگاه شايد پرچم كهربايي مرا در قله ها به تمسخر مي گرفت
..................

ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابوالفضل در یکشنبه یکم آذر 1388  |
 دیشب عبدالرحمن شاه حسینی قاط زد.

دیشب عبدالرحمن شاه حسینی قاط زد.

دیشب عبدالرحمن شاه حسینی رئیس اسبق کمیته انضباطی فوتبال به عنوان کارشناس حقوقی آشنا به مسایل فوتبال مهمان برنامه تلوزیونی 90 بود . از دیگر میهمانان این برنامه عزیز محمدی رئیس سازمان لیگ فوتبال به عنوان متولی امر منشور اخلاقی و محسن حاج رضایی به عنوان کارشناس فوتبال بودند .

درگیری لفظی بین شاه حسینی و عزیز محمدی

موضوع بحث در مورد بررسی منشور اخلاقی و محرومیت های ناشی از آن برای افراد خانواده فوتبال بود . در تمام طول برنامه شاهد انتقادات شدید از طرف قاضی شاه حسینی و محسن حاج رضایی نسبت به آنچه که منشور اخلاقی نامیده شده، بودیم و عزیز محمدی هم در مقام پاسخ به آنها بر می آمد .

و اما نقطه حساس برنامه در آخرین دقیقه برنامه پیش آمد جایی که عزیز محمدی رو به شاه حسینی گفت : ما از شما قبلا خواسته بودیم انتقادات و پیشنهادات خود را نسبت به منشور اخلاقی کتبا در اختیار ما قرار دهید تا از آنها استفاده کنیم ولی ظاهرا شما بیشتر به این علاقه دارید که در این برنامه ها ( منظور برنامه 90 ) شرکت کنید ، که در همین هنگام بود که رگ دامغانی شاه حسینی ورم کرد و ناگهان از کوره در رفت و با حالتی بسیار عصبانی رو به عزیز محمدی گفت : "آقای عزیز محمدی احترامت رو دست خودت نگه دار ، من آدمی نیستم که به شما باج بدم ، شما که هیچ چی ، من به گنده تر از شما هم باج بده نیستم "  در این لحظات عزیز محمدی کاملا ساکت شده بود و هیچ حرفی نزد و البته لبخند رضایتی بر صورت عادل فردوسی پور نیز نقش بسته بود که هر چند دیر ولی در نهایت موفق شده بود رسالت خود ( یعنی دعوا انداختن بین اهالی فوتبال ) را با موفقیت به انجام برساند. بالاخره با میانجی گری حاجی رضایی موضوع ختم به خیر شد و شاه حسینی به احترام او کوتاه آمد .

قبلا هم شاهد قاط زدن های قاضی شاه حسینی بودیم که معروف ترین آنها در برابر محمد رضا ساکت رئیس باشگاه سپاهان و در همین برنامه 90 رخ داد ، شاه حسینی کنتاکت هایی با نصیر زاده نیز داشت که مدتی در محافل ورزشی مطرح بود .  

گفتنی است ،  عادل فردوسی پور در این زمینه انسان بسیار توانمندی است و این قابلیت را دارد که بین دو قاب عکس نزاعی خونین به راه بیندازد.

درگیری لفظی بین شاه حسینی و عزیز محمدی

تمام شد.

 

|+| نوشته شده توسط حکمت در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388  |
 بیوگرافی ( زندگینامه ) دکتر سید ابراهیم تقوی

بنام خداوند بخشنده و مهربان

بیوگرافی دکتر ابراهیم تقوی نگارنده کتاب برتر سال

دکتر ابراهیم تقوی در سال 1323 در شهرستان دامغان متولد شد و تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبستان منوچهری و دبیرستان فردوسی همان شهر به اتمام رسانید. در سال 1351 موفق به اخذ دکتری پزشکی از دانشگاه پزشکی دانشگاه فردوسی مشهد شد.
پس از اتمام دوره سربازی در سال 1974 میلادی به کشور امریکا عزیمت نمود و دوره تخصصی خود را در رشته روانپزشکی و علوم رفتاری بین سالهای 1975 – 1978 در مدرسه طب شیکاگو با موفقیت سپری کرد. در سالهای آخر دوره تخصصی به تأثیر مثبت الکتروشوک در مورد برخی از بیماران گنگ افسرده پی برد که می توانست در توجیه چگونگی اثر الکتروشوک درمغز دوم مؤثر باشد. چند ماه پس از خاتمه تحصیلات به ایران مراجعت نمود و به عنوان هیئت علمی در مرکز پزشکی ایران استخدام شد و از سال 1359 به عنوان مسئول بخش روانپزشکی و استادیار این مرکز فعالیت دارد.
نوشته ها و مقالات ایشان به شرح زیر است:
1- گزارش وابستگی پنتوزاسین در دو مورد بیمار (مقاله)
2- گزارش تاثیر مثبت داروهای تری سیکلیک در یک مورد از سندرم کازانری در یک مجروح جنگی (مقاله)
3- گزارش تاثیر مثبت داروهای ضد افسردگی در دردهای خیالی اندام ها در یک مجروح جنگی (مقاله)
4- تاثیر داروهای سایکوترپ در حاملگی (مقاله)
5- همکاری در ترجمه یک کتاب روانپزشکی با گروهی از اساتید مراکز آموزشی کشور در شاخه انقلاب فرهنگی – برای دانشجویان پزشکی
6- تألیف کتاب خیال دیو (کتاب سال)
 

آشنائی با کتاب خیال دیو

نام کتاب از عبارتی از کتاب مقالات شمس تبریزی الهام گرفته شده، آن جا که می گوید: «یاران ما به سبزک گرم شوند. آن خیال دیو است، خیال فریشته این جا خود چیزی نیست، خاصه خیال دیو...»
انگیزه تألیف کتاب ازیکسو، مشاهده خطری است که جامعه را از طریق پدیده اعتیاد تهدید می کند و از سوی دیگر اهمیت کشف گیرنده های اختصاصی مخدرهای ضد درد درونزا و مصنوعی و انتقال دهنده های عصبی جدید چون انکفلین ها و آندورفین در دنیای پزشکی می باشد. این پدیده خود نگرش های نوینی را در اعمال فیزیولوژیک پاتولویک مغز مخصوصا در زمینه بیماریهای روان و اعصاب، زنان و غیره مطرح نموده است. تشریح و تبیین این نگرش ها در برخورد صحیح تر با پدیده اعتیاد و دیگر اعمال پاتولوژیک مغز می تواند از اهیمت بسزائی بر خوردار باشد.
کتاب خیال دیو متضمن مقدمه ای کوتاه و شش فصل با هدف معینی می باشد.
در مقدمه کتاب، با این فرض که مغز جایگاه مادی برای رشد و شکل گیری روان است، از عوامل شکل دادن روان، که همان مغز و عوامل محیطی است سخن رفته است.
در فصل اول کتاب ساختمان مخدرهای مصنوعی، طبیعی، نیمه مصنوعی و درونزا مورد توجه واقع می شود. فصل دوم کتاب به چگونگی عمل مخدرهای بیرونی و درونزا پرداخته است. فصل سوم کتاب، تأثیرات مختلفه مخدرها را بر سیستم های مختلفه با تاکید بیشتر بر سلسله اعصاب مورد بحث قرار داده است. در فصل چهارم از پدیده اعتیاد و درمانهای آن با توجه به نگرش بیولوژیک سخن رفته است. فصل پنجم اختصاص به ارتباط بین مخدرهای روانی و اعتیاد دارد. فصل پایانی یا ششم، مسمومیت حاد و چگونگی برخورد با آن با توجه به تأثیرات فارماکو کنیتیک مخدرها مورد بحث قرار گرفته است. به طور کلی کتاب خیال دیو به شیوه ای روشن و با نظمی که در فصول آن در نظر گرفته شده، کنکاشی بیولوژیکی است که نگرشی تازه را که حاصل تحقیقات و تتبعات حدود 10 سال گذشته است به خواننده می دهد. این کنکاش می تواند کلیدی برای فهم تحقیقات امروزی باشد.

برداشت از سایت کتاب سال جمهوری اسلامی

|+| نوشته شده توسط حکمت در شنبه شانزدهم آبان 1388  |
 نقد و بررسی فیلم دلشکسته
به نام خداوند بخشنده و مهربان

نقد و بررسی فیلم سینمایی دلشکسته

نقد فیلم دلشکسته

مشخصات فیلم :

بازیگران : شهاب حسینی ، بی تا بادران ، خسرو شکیبایی ، رضا رویگری ، فریبا کوثری ، محمود پاک نیت و ...

نویسنده و کارگردان : علی رویین تن

تهیه کننده : مجید اسماعیلی

پیش درآمد : نظر کلی ای که پس از دیدن فیلم و انتهای مشاهده آن به ذهن بیننده عام متبادر می شود ، این است که فیلم خوبی بوده و شخص در درون خود احساس رضایت می کند .

موضوع کلی داستان فیلم : تفاوت فرهنگ ها ، با سعی بر اینکه از نوعی فرهنگ خاص جانب داری نکند و فرهنگ دیگری را زیر سوال نبرد البته در برخی از قسمت های فیلم "رویین تن"  نتوانسته این روند را حفظ کند .

داستان فیلم : دختر و پسری در رشته ی فلسفه در دانشگاهی مشغول به تحصیل هستند ، و دختر نماینده قشر دگر اندیش و غیر سنتی ( شاید هم بتوان گفت که سنت خاص خانواده خود را دارند .) و پسر نماینده قشر مذهبی و سنتی که این دو در دانشگاه هم فکر های خود را دارند و به شدت به دیگری (و طرز سلوک و شکل ظاهری و ... ) حساسیت دارند و این حساسیت را بروز می دهند .

ناگفته نماند که هر دوی این افراد ، انسان هایی صاحب فکر و اندیشه ای هستند .

خلاصه استادشان برای پایان نامه گره بندی دانشجویان را با هدفی که دارد خود انجام می دهد و این دختر و پسر که به شدت با هم در تضاد بودند، بالاجبار هم گروه می شوند و در نهایت و با ریتم مناسبی نسبت به هم علاقه پیدا می کنند و ...

نکات کلیدی :

1. در ابتدای فیلم صحنه ای است که دختر "نفس" که از خانواده ای مرفه و نه چندان مذهبی است ماشین گران قیمت و جدیدی را که پدرش به عنوان هدیه روز تولد به او داده را به دانشگاه آورده و دانشجویان مجذوب این اتومبیل شده اند و شروع به تعریف و تمجید از پدرش می کنند نفس نیز که پدرش را بسیار دوست دارد ، در تعریف پدرش او را فردی کاملا منطق گرا معرفی می کند ، به نحوی که این شخص ( پدر نفس) تنها روش هایی را می پذیرد که بر پایه منطق و عقل استوار باشند و اعتقادی به فلسفه و ... ندارد. " کلید اول "

2. در جریان فیلم و برخوردهایی که پیش می آید مشخص می شود که پسر که شخصیتی مذهبی دارد ، انسان اهل تفکری نیز هست و به نسبت سایر دوستان خویش کمتر تعصبی و قهری عمل می کند و مذهبی بودن را با تفکر و لطافت (خوشنویسی و هنر ) توامان دارد . " کلید دوم "

3. در قسمت های مختلف فیلم مشخص می شود که هر دو خانواده ، خانواده های اصیلی هستند و هر دو شخص رفتار هایشان کاملا منطبق بر فرهنگ خانواده  ای هست که در آن رشد یافته اند . هر دو خانواده هایی تحصیل کرده دارند

( پدر مادر امیر علی دکترای ادبیات داشته و دارند و استاد دانشگاه بوده و هستند "پدر پسر در جنگ شهید شده " ، پدر نفس نیز فردی تحصیل کرده در رشته های مهندسی است و شرکت و بیزینس معتبری دارد . "کلید سوم "

4. اطلاعات ورودی اشتباه : در قسمت های مختلف فیلم مشخص می شود که نفس در مورد افرادی شبیه پسر ، نوعی تیپ در نظر دارد که نه اینکه این تیپ از افراد وجود نداشته باشند ( مانند آن حاجی متظاهر نمایی که در همین فیلم داخل باغی در بین جماعت نسوان می رقصد و به آنها می گوید "دعاتون می کنم " ) ولی مطمئنا نمی توان تمام افراد را به یک چوب راند تنها به دلیل اینکه ، شکل ظاهری یکسانی دارند . " تفکرات دختر در مورد پسر : افرادی متظاهر نما ، تا حدود زیادی دگم و بی تفکر ، انسانهایی سوئ استفاده گر که مثلا از شهید شدن پدرش استفاده نموده و با استفاده از سهمیه شهدا وارد دانشگاه شده و افرادی که به آنچه که می گویند اعتقادی ندارند و برای سوئ استفاده نمایش بازی می کنند. " و اما " تفکرات پسر در مورد دختر : انسانهاایی که به هیچ ضابطه و اصولی پایبند نیستند ، اهل تفکر نیستند و فقط به ظاهر و پوسته توجه دارند و ... " که در جریان مراوداتی که با هم برای تهیه ی پایان نامه مشترک دارند یک به یک خط بطلان بر روی پیش داوری های خویش می کشند و از آنجایی که هر دو انسان هایی بسیار اهل دل هستند شدیدا به یکدیگر علاقه مند می شوند . " کلید چهارم "

5. مادر امیر علی که جوانی خویش را در نفس می بیند و سرنوشتی مشابه او داشته ، با این وصلت مشکلی ندارد ولی مشکل در پذیرش امیر علی در خانواده نفس بسیار بارز است و پدر شدیدا سعی در این دارد که دخترش را از تصمیمی که گرفته منصرف سازد ، و دلیل مخالفت پدر دختر همان طرز تفکری که داشته و پیش فرضی که در ذهن خود نسبت به افرادی همچون امیر علی متصور بوده ، است  و زمانی که در مراسم خواستگاری ، امیر علی در پاسخ اینکه چه دارد که به خواستگاری دختر مهندس شایسته آمده گفت : "اهل بیت " این حس مهندس نسبت به امیر علی به اوج خود رسید .

مهندس که تنها مسایل استوار بر پایه منطق را می پذیرد ، بسیار از این پاسخ امیرعلی برآشفته می شود و نه اینکه مهندس اهل بیت را قبول نداشته باشد ولی این را نوعی گریز امیر علی از پاسخ به سوال منطقی خود می داند وبه همین دلیل در این مرحله درخواست آنها را رد می کند . " کلید پنجم "

6. " کلید ششم ( شاه کلید قصه ) " : پس از اینکه مهندس خجسته به درخواست امیر علی پاسخ منفی می دهد ، هر دو جوان شدیدا بر مواضع خود اصرار می ورزند ، و در قسمتی از فیلم مهندس از دخترش می خواهد به خاطر او از این وصلت بگذرد و دختر به او پاسخ می دهد که نمی تواند و در مهندس در توجیه نظر خود به دخترش می گوید که او در جواب تمام منطق من به من می گوید " اهل بیت " و دخترش در پاسخ به او می گوید که این اعتقاد امیر علی است . مهندس که فردی باهوش و سرد و گرم چشیده است بهترین تصمیم را می گیرد که همه چیز یا به خودش یا به فرزندش ثابت شود . او در یکی از مواجهات پس از رد درخواست خویش با امیر علی او را به اهل بیت و امام حسین قسم می دهد که از تصمیم خود برگردد .

از نظر مهندس این یک بازی تمام برد بود ، زیرا به اعتقاد او امیر علی به دلیل عشقی که در دلش نسبت به دخترش دارد کوتاه نمی آید ، در این صورت هم به خودش و هم به دخترش ثابت می شود که امیرعلی نقش بازی می کند و این " اهل بیت " که به گفته دخترش اعتقاد امیر علی ست ، وسیله پیشبرد خواسته هایش است نه اعتقاد واقعی او .

ولی آن روی سکه اتفاق افتاد و امیرعلی به یکباره تمام عشقش را در درون خویش معدوم نمود . و اینجای قصه است که " منطق " ، شاه کلید داستان نام می گیرد و مهندس خجسته که انسانی منطق گراست به این ایمان می آورد که " امیر علی واقعا ودر اعماق وجود خویش به اهل بیت اعتقاد راسخی دارد " و زمانی که این موضوع برای او به اثبات می رسد ، در پذیرش درخواست امیر علی درنگ نمی کند .

نکات مثبت :

1.عدم داوری و سفید و سیاه معرفی نمودن شخصیت های داستان .

2. نشان دادن اینکه ، هر دوی این دو گروه از تیپ شخصیتی می توانند انسان هایی مطلوب و مورد پذیرشی از دیدگاه بیننده باشند ، به نحوی که تصور شخص بیننده در انتهای فیلم در مورد هر دو گروه پس زمینه ای مثبت دارد .

3. استفاده ی مناسب از موسیقی و آواز در بطن فیلم .

4. بازی های مورد پذیرش : شهاب حسینی که من شخصا انتظاری غیر از این از او نداشتم و به انتظاری که از او می رفت به خوبی عمل نمود ولی هنر بی تا بادران بازیگر نقش اول زن بسیار جالب توجه بود ودیگر اسم او در پس زمینه ذهنمان به عنوان بازیگری خوب نقش بست . و استفاده از " فریبا کوثری و زنده یاد خسرو شکیبایی " به عنوان افراد تاثیر گذار دو خانواده بسیار مناسب و قابل قبول بود .

5. در انتهای فیلم تاثیر امیر علی در حرکات ورفتارو نحوه ی گفتار دختر بسیار بارز است مثلا قسمتی که تسبیح در دست دارد و رو به پدرش با حرکت دست می گوید " این اعتقادشه پدر من " به خوبی این موضوع به تصویر کشیده شده که به عقیده من از نکات مثبت فیلم قلمداد می شود .

نکات دیگر :

-کمی در بعضی از قسمت های فیلم نقش ها ، زیادی پر رنگ و تا حدودی غیر واقعی ارائه شدند ، مثلا در قسمتی که دختر از رضا رویگری ( در نقش دکتری جنگ دیده و باغبان ) پرسید که سربند یاحسین ات را که همیشه همراهت بوده چرا باز کردی برخوردی بسیار تند و شدید از خود نشان می دهد که که چندان طبیعی به نظر نمی رسد .

- هر چند که کارگردان ونویسنده ی این اثر " رویین تن " سعی کرده بی طرفی را رعایت نماید ولی در برخی قسمت های فیلم به صورت نا خود آگاه به سمت آنچه که خود رویین تن از آن دست است غش کرده و به طور کلی تغییرات در نفس بسیار بارز تر از امیر علی است. مثلا نفس در انتهای فیلم با پوشش چادر ظاهر می شود و یا در مراسم شب های ماه محرم با پای برهنه در خیابان تردد می کند و دیگر تغییراتی از این قبیل و با این شدت کمی برای بیننده غیر قابل باور می باشد و  یا مداحی استاد دانشگاه در محرم نیز چندان طبیعی به نظر نمی رسید .

- به نظر اینجانب" رویین تن" در بیان اینکه چه می شود که پدر نفس، امیر علی را به دامادی می پذیرد ، کوتاهی نموده و بینندگان تعجب می کنند که چه شد که به یکباره نظر مهندس خجسته عوض می شود و ... در حالی که همانطور که در قبل گفتم "کلید ششم "  با توجه به منطقی بودنش امیر علی را می پذیرد .

- هر چند که هم رضا رویگری و هم محمود پاک نیت ( در نقش استاد دانشگاه ) نقش های خود را خوب ایفا نمودند ولی به نظر می رسد که می شد از افراد دیگری برای بازی در این نقش ها استفاده نمود که این کاراکتر ها بیشتر بر چهره ی آنها بنشیند ، البته به نظر می رسد انتخاب رضا رویگری با توجه به صدای آواز بسیار زیبایش صورت گرفته که با توجه به این نکته ، قابل قبول است .

 تمام شد.

نقد فیلم دلشکسته

 

|+| نوشته شده توسط حکمت در پنجشنبه هفتم آبان 1388  |
 زندگینامه ( بیوگرافی ) دکتر علی اکبر مراتی
زندگینامه ( بیوگرافی ) دکتر علی اکبر مراتی

فوق دکتری مهندسی مکانیک و استاد دانشگاه


 

بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

در سال 1344 در خانواده ای متوسط در روستای کلا، دهستان قهاب رستاق، بخش امیر آباد از توابع دامغان متولد شده ام. پدرم کشاورز و مادرم خانه دار بودند. دوران تحصیلات ابتدایی را در مدرسه تازه تاسیس روستایمان سپری کردم. دوران راهنمایی من همراه با شدت گرفتن جریان انقلاب و واضحتر شدن سرانجام امید بخش آن بود که بالاخره با آمدن امام پس از 15 سال دوری و تبعید، در عین ناباوری و حیرت تحلیلگران شرق و غرب به پیروزی رسید. در شرایطی که مدرسه راهنمایی در روستای ما نبود مجبور شدم  بدور از خانواده اتاقی بصورت مشترک با دو نفر دیگر در شهر دامغان اجاره کنم. با تمام مشقاتی که در دوران تحصیل داشتم هیچگاه از درس و مدرسه غافل نبودم و دانش آموز ممتاز محسوب می شدم. پس از دوران راهنمایی در هنرستان فنی شهید چمران رشته ساختمان ثبت نام کردم. در سال آخر دبیرستان (هنرستان) معلمهایم مرا تشویق به شرکت در کنکور کردند و در آن سال تنها کسی که از کلاس ما در مقطع کارشناسی قبول شد من بودم. در همان سال جوایز شاگرد اول شدنم در هنرستان هم پس از هفته ها تاخیر توسط یکی از دوستان که در اداره آموزش و پرورش بودند موقعی که در مزرعه پدرم مشغول کمک بودم بدستم رسید.

در حین تحصیل همیشه سعی داشتم کار دانشجویی نیز انجام دهم و کمک خرج مخارج تحصیلم باشم. سالهای اواخر جنگ بود که در جهاد سازندگی مشغول به کار شدم و همزمان به تحصیل ادامه میدادم. تا اینکه در سال 1367 موفق به اخذ لیسانس از دانشکده نساجی دانشگاه صنعتی امیر کبیر شدم و در همان سال در مقطع فوق لیسانس در همان دانشگاه پذیرفته شدم. در طی تحصیلات دانشگاهی نه تنها شاگرد اول نبودم بلکه به دلیل بنیه ضعیف علمی ناشی از عدم تطبیق و همخوانی دروس دانشگاهی با هنرستان، بسیار دوران سخت و پر زحمتی داشتم و بایستی تلاشی مضاعف میکردم.

در حین تحصیل فوق لیسانس هم کماکان در وزارت جهاد سازندگی وقت مشغول خدمت بودم و همزمان در دانشگاه آزاد اسلامی اراک (پنجشنبه و جمعه) تدریس میکردم. پس از اخذ فوق لیسانس از دانشکده نساجی دانشگاه صنعتی امیر کبیر، در دانشگاه یزد بعنوان عضو هیات علمی پیمانی تمام وقت مشغول بکار شدم. یکسال پس از شروع کار در دانشگاه یزد، رئیس مدیریت صنایع کارخانه سلکباف شدم که در آن زمان بیش از 700 نفر پرسنل داشت.

در طی این دوران موفق به قبولی در کنکور دکتری و اعزام وزارت فرهنگ و آموزش عالی و همچنین دریافت بورس تحصیلی از آن وزارتخانه  شدم و همزمان از طریق سفارت ژاپن در تهران موفق به دریافت بورس تحصیلی از وزارت فرهنگ و آموزش عالی ژاپن شدم. که پس از طی مراحل اخذ پذیرش در فروردین 1373 جهت ادامه تحصیل به ژاپن سفر کردم. در ژاپن کلیه هزینه های تحصیل در دانشگاه، اسکان و زندگی خودم توسط وزارت فرهنگ و آموزش عالی ژاپن پرداخت میشد و پس از اینکه خانواده ام شامل همسر و دو فرزندم به ژاپن آمدند، هزینه زندگی آنها توسط وزارت فرهنگ و آموزش عالی ایران پرداخت میشد.

در ژاپن ابتدا دوران 6 ماهه زبان ژاپنی را گذراندم و سپس دوره 18 ماهه پژوهشی که مقدمه ورود به دوره دکتری بود را در دانشکده مکانیک دانشگاه گیفو با موفقیت پشت سر گذاشتم. اگر چه بورس تصویب شده وزارت فرهنگ و آموزش عالی ژاپن فقط بمدت دو سال بود و تمدید بورس جهت ادامه تحصیل دکتری منوط به رضایت بخش بودن فعالیتهای دوران آموزش زبان و پژوهش بود، اما بدلیل رضایت بخش بودن فعالیتها و تایید اساتید مربوطه و دانشگاه محل تحصیل تمدید بورس بمدت سه سال دیگر و برای تحصیل در مقطع دکتری بدون هیچگونه مشکلی انجام شد. در بهار سال 1375 در دانشکده مکانیک دانشگاه گیفو در مقطع دکتری ثبت نام کردم.

پس از اتمام دوره دکتری موفق به اخذ بورس از انجمن پیشرفت علوم ژاپن جهت دوره دو ساله فوق دکتری شدم.این انجمن مهمترین موسسه علمی در ژاپن است که به دانشمندان برجسته از سراسر دنیا جهت انجام پژوهشهای پیشرفته در ژاپن بورس میدهد. در بهار 1378 فعالیتهای علمی پژوهشی دو ساله فوق دکتری خود را در دانشکده مکانیک دانشگاه گیفو شروع کردم

در طی دوره هفت ساله پژوهش، دکتری و فوق دکتری موفق به چاپ مقالات متعددی در مجلات علمی معتبر بین المللی در سراسر دنیا شدم که از آن جمله 13 مقاله در مجلات ISI، و 18 مقاله در کنفرانسهای معتبر بین المللی می باشند. همچنین جهت ارائه  18  مقاله کنفرانسی و سخنرانی در کنفرانسهای مختلف به شهرهایی از جمله تایپه تایوان، شانگهای چین، منچستر انگلیس، آخن آلمان، هنگ کنگ و شهرهای توکیو، کیوتو، گیفو، هاماماتسو، ناگویا، چیبا و اُساکای ژاپن سفر کردم.

بزرگترین دستاورد این فهالیتهای علمی و پژوهشی انتخاب شدن من به عنوان دانشمند جوان برتر جهان در سال 2000 میلادی در کنفرانسی بین المللی در شهر آخن آلمان و دریافت لوح و جایزه آن بود.

پس از اتمام دوره فوق دکتری در زمستان سال 1379، با اصرار اساتید دانشگاه گیفو، در دانشکده مکانیک آن دانشگاه بعنوان پژوهشگر خارجی شروع بکار کردم و پس از یکسال، و با وجود اینکه استخدام رسمی خارجیها در دانشکده های مهندسی دانشگاههای ژاپن خیلی مرسوم نبود، بعنوان استاد دانشگاه و عضو هیات علمی تمام وقت به استخدام رسمی دانشگاه در آمدم و بمدت حدودا چهار سال در دانشکدهای مواد پیشرفته و مکانیک آن دانشگاه مشغول به کار شدم.

اگرچه در بدو سفر به ژاپن فقط یک دوره 6 ماهه زبان ژاپنی را بصورت تمام وقت و اکادمیک گذرانیده بودم و جهت انجام کارهای علمی پژوهشی که بیشتر به زبان انگلیسی بود همین دوره کافی بود  ولیکن فراگیری مستمر زبان در کنار تحصیلات تخصصی باعث شد تا در سال 2000 میلادی موفق به اخذ مدرک قبولی در امتحان توانایی زبان ژاپنی سطح یک که بالاترین و مشکلترین امتحان از نوع خود در سنجش توانایی زبان ژاپنی میباشد گردم. شاید تسلط کامل به زبان ژاپنی یکی از دلایل اصرار دانشگاه جهت تدریس من به دانشجویان خود بوده باشد. اگر چه در آن زمان دانشمندانی خارجی در دانشکدههای مهندسی دانشگاههای ژاپن تدریس میکردند ولیکن اغلب آنها از کشور چین بودند و از سایر کشورها بتعداد انگشت شمار بیشتر مشغول به تدریس نبودند که دلیل آن شاید شباهت زیاد زبان ژاپنی و چینی و تسلط بهتر و راحتتر چینیها به زبان ژاپنی بوده باشد.

در طی دوران اقامت در ژاپن، علاوه بر فعالیتهای علمی پژوهشی، فعالیتهای فرهنگی مذهبی نیز همیشه  در بطن زندگی من جای خاص خود را داشت. بطوریکه از هر فرصتی برای معرفی ایران و اسلام استفاده میکردم. برگزاری کلاسهای ایران و اسلام شناسی برای ژاپنیها و بر پایی مراسم شب ایران با هزینه شخصی، یکی از این موارد بود. تهیه جزوه ای در مورد معرفی ایران با هماهنگی  مرکز بین المللی شهر گیفو  به زبان ژاپنی یکی از فعالیتهای فرهنگی دیگر من میباشد. که نسخه هایی از آن در مرکز فوق نگهداری میشود و  جهت استفاده  علاقه مندان تکثیر شده است.  یکی دیگر از این فعالیتها تلاش برای گرفتن مکانی جهت برگزاری نماز در دانشگاه بود و دانشگاه ما اولین و شاید تنها دانشگاهی در ژاپن بود که دانشجویان مسلمان جهت ادای نماز مکان مشخصی داشتند. اگر چه قبل از آن دانشجویان مسلمان جسته و گریخته در مکانهای مختلف دانشگاه نماز بر پا میکردند که اغلب مشکل آفرین بود و اعتراضاتی از طرف مسئولین دانشگاه میشد، ولی با تخصیص مکان مورد نظر که با مقاومتهایی از طرف مقامات دانشگاه روبرو بود نه تنها مشکلات فوق برطرف شد بلکه مسلمانها هماهنگتر و یکپارچه تر میتوانستند در دانشگاه خود نمایی کنند. خیلی از اعمال و رفتار ما برای ژاپنی ها عجیب بود و میبایست برای تفهیم توضیحات کافی به آنها میدادیم. یکبار و زمانی که از سفر حج تمتع برگشته بودم برای دانشجویان من خیلی عجیب بود که من سرم را از ته تراشیده ام. چون اینکار در فرهنگ ژاپنی از یک استاد دانشگاه بسیار بعید است و تنها یاکوزاهای ژاپنی (آدمهای خلاف) اینکار را میکنند. اما با توضیحاتی که به آنها دادم معنی اینکار را تا حدودی درک کردند.

 در سال 1384 به میهن اسلامی مراجعت دائم کردم و هم اکنون استاد دانشگاههای یزد و صنعتی شاهرود و نماینده تحصیلات تکیملی دانشکده نساجی دانشگاه یزد میباشم.

هم اکنون در انجمنهای تخصصی و مردمی متعددی عضو میباشم که از آن جمله عضویت در انجمن علوم و تکنولوژی الیاف ژاپن، عضویت در انجمن علوم الیاف آمریکا، عضویت در انجمن دوستی ایران و ژاپن مستقر در مرکز مطالعات ادیان جهان میباشند. همچنین داوری مجلات علمی پژوهشی بین المللی TRJ در آمریکا و علمی پژوهشی بین المللی TMSJ در ژاپن و نشریه علمی پژوهشی امیر کبیر در ایران از دیگر فعالیتهای علمی تخصصی من میباشد.

همچنین خلاصه ای از آثار و فعالیتهای علمی پژوهشی منتشر شده من بشرح زیر است.

1- دارای 17 مقاله در مجلات علمی پژوهشی بین المللی ISI که 15 مقاله در آمریکا و 2 مقاله در انگلیس به چاپ رسیده است.

2 - دارای 5 مقاله در مجلات علمی پژوهشی معتبر بین المللی غیر  ISI که 2 مقاله در ژاپن، 2 مقاله در هنگ کنگ و 1 مقاله در کره جنوبی به چاپ رسیده است.

3 - دارای 35 مقاله در کنفرانسهای معتبر بین المللی برگزار شده در کشورهای مختلف از جمله ژاپن، تایوان، چین، سنگاپور، آلمان، انگلیس، هند.

والسلام

 علی اکبر مراتی

برداشت شده از وبلاگ دانشجویان نساجی یزد.http://nasajihaye86.mihanblog.com/post/1

|+| نوشته شده توسط حکمت در سه شنبه چهاردهم مهر 1388  |
 بیوگرافی (زندگینامه ) دکتر کامران دانشجو

بیوگرافی (زندگینامه ) دکتر کامران دانشجو

کامران دانشجو متولد سال 1336 هجری شمسی در شهرستان دامغان می باشد .

                 

 

پدر کامران مسعود نام داشت و سالها عهده دار مسئولیت دادستانی استان سمنان قبل و بعد از انقلاب  بود و در مجموع نزدیک به 50 سال شاغل دادستانی بود . نام خانوادگی خاندان دانشجو در اصل کسائیان بوده که بدلیل علاقه این خانواده به کسب علم و دانش نام خانوادگی خود را به دانشجو تغییر دادند .

کامران دانشجو تحصیلات دانشگاهی خود را در کشور انگلیس آغاز نمود و در همین کشور به تحصیل خود ادامه داد .

لیسانس مهندسی مکانیک ( دانشگاه کویین ماری لندن )

فوق لیسانس مهندسی مکانیک با گرایش هوا فضا ( دانشگاه امپریال کالج لندن )

دکتری مهندسی مکانیک با گرایش هوا فضا ( مدت سه سال و نیم از دوره ی دکترای تخصصی خود را در دانشگاه امپریال کالج لندن پشت سر گذاشته بود که در این زمان فرمان تاریخی امام خمینی در مورد مرتد شناخته شدن سلمان رشدی صادر شد و کامران که در دانشگاه به همراه برادر بزرگتر خود فرهاد عضو انجمن اسلامی دانشگاه بود به همراه 7 دانشجوی ایرانی دیگر از انگلیس اخراج شد و سپس به ایران بازگشت و در دانشگاه پلی تکنیک تهران و در حضور اساتید این دانشگاه از پایان نامه خود دفاع کرد و بعد از این وزارت علوم او را لایق دریافت مدرک دکتری دانست و در سال 1368 برای ایشان این مدرک صادر گردید .)

دکتر کامران دانشجوعضو هیات علمی با مرتبه  استاد تمامی (پروفسوری ) دانشکده مکانیک دانشگاه علم و صنعت تهران است. وی عضو گروه های اجرایی، پژوهشی در وزارتخانه ‌های علوم، تحقیقات و فناوری، وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو‌های مسلح و همچنین نهاد‌هایی از قبیل ریاست ‌‏جمهوری، بنیاد شهید انقلاب اسلامی و شورای پژوهشهای کشور بوده است .

دانشجو در سال 1384 از طرف وزیر وقت کشور (مصطفی پورمحمدی) به سمت استاندار تهران منصوب شد و در سال 1387 به عنوان قائم مقام وزیر کشور و معاونت سیاسی این وزارتخانه مشغول به کار شد. دانشجو در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری، مسئولیت ستاد انتخابات کشور را بر عهده داشت .

دانشجو حدود 49 مقاله در ژورنالها و کنفرانس های علمی ارائه کرده است .

برخي از سوابق اجرایی کامران دانشجو:

استاندار تهران از سال 84 تا 87 

عضو شوراي عالي فضايي كشور از سال 84 تا 88

عضو هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي از سال 84 تا 87 

عضو هيات امناي دانشگاه تربيت مدرس از سال 84 تا 88 

عضو هيات امناي دانشگاه علامه طباطبايي از سال 84 تا 88 

قائم مقام وزير كشور و معاون سياسي از سال 87 تا 88 

رئيس ستاد انتخابات كشور در دهمين دوره انتخابات رياست‌جمهوري

 

برخي از سوابق علمي کامران دانشجو :

مدير گروه هوا و فضاي دانشگاه علم و صنعت ايران از سال 78 تا 84 

معاون سازمان پژوهش‌هاي علمي و صنعتي ايران از سال 68 تا 72 

دبير 5 دوره از جشنواره بزرگ خوارزمي از سال 68 تا 73 

قائم مقام معاونت دانشجويي وزارت علوم و تحقيقات از سال 73 تا 76 

دبير كميته بورس دانشجويان خارج از كشور وزارت علوم از سال 73 تا 76 

عضو كميته برنامه ريزي آموزشي وزارت علوم از سال 73 تا 76 

رئيس كميته ارزيابي دانشگاه‌هاي وزارت علوم از سال 74 تا 76 

رئيس كميته انضباطي دانشجويي مركز وزارت علوم از سال 73 تا 76 

عضو كميته مركزي دانشجويان شاهد وزارت علوم از سال 74 تا 76 

عضو كميته آموزش بنياد شهيد انقلاب اسلامي از سال 74 تا 76 

عضو شوراي پژوهش‌هاي كشور از سال 70 تا 73 

مشاور علمي دفتر همكاري فن‌اوري‌هاي نهاد رياست‌جمهوري از سال 68 تا 88

قائم‌مقام مركز طراحي و توليد وزارت سپاه (سابق) از سال 68 تا 70 

مدير گروه سازه مركز تحقيقات ماهواره وزارت دفاع از سال 76 تا 80 

معاون اجرايي مركز تحقيقات عالي الكترونيك (ماهواره) وزارت دفاع از سال 76 تا 81

 رئيس مركز تحقيقات هواپيمايي فجر وزارت دفاع از سال 69 تا 71 

رئيس مركز تحقيقات و طراحي فن‌آوري‌هاي نوين هوا فضا وزارت دفاع از 81 تا 84 

رئيس ستاد سرشماري عمومي نفوس و مسكن نهاد رياست‌جمهوري در سال 85

گزیده ای از سوابق آموزشی، پژوهشی و تحصیلی آقای دکتر کامران دانشجو :

تاليف مقالات :

_ بيش از 80 مقاله تخصصی كه از كارهای تحقيقاتی انجام شده توسط وی در مجلات و كنفرانس‌های علمی معتبر و بين‌المللی ارايه و به چاپ رسيده است. بيشترين اين مقالات از پروژه‌های تحقيقاتی كه با حمايت صنايع داخلی انجام گرفته استخراج شده است .

کامران دانشجو در سال 1388 و توسط محمود احمدي نژاد به عنوان وزیر پیشنهادی دولت‌ براي وزارت علوم ،تحقیقات و فناوری به مجلس شوراي اسلامي معرفي و در روز 12 شهريور همان سال با كسب اكثريت آرا انتخاب شد .

گفتنی است بعد از این که نام کامران دانشجو به عنوان شخص پیش نهادی رئیس جمهور برای تصدی پست وزارت علوم وتحقیقات مطرح شد شبهاتی در مورد مدرک دکترای کامران دانشجو وارد شد که علی عباسپور تهرانی فرد رئیس کمیسیون آموزش مجلس ،درباره مدرک تحصیلی دانشجو با تائید اینکه دانشجو از امپریال کالج لندن مدرک دکترا را دریافت نکرده زیرا قبل از دفاع از پایان نامه به دلیل اعتراض به دولت انگلیس در قبال سلمان رشدی از دانشگاه و از کشور انگلیس اخراج شد بنا بر این دانشجو در ایران از رساله ی دکترای خویش دفاع نموده  و چون با توجه به پذیرفته شدن رساله ی دکتری وی وزارت علوم با صدور گواهینامه‌ای کامران دانشجو را فارغ التحصیل کالج سلطنتی لندن محسوب کرده است و مجلس نیز این گواهینامه را ملاک قرار خواهد داد .

علی لاریجانی، رييس مجلس شوراي اسلامي نیز در جلسه علنی روز چهارشنبه 11/6 / 1388 اعلام کرد بر اساس بررسي کميسيون آموزش و تحقيقات مجلس مدرک تحصيلي کامران دانشجو، وزير پيشنهادي علوم هيچ مشکلي ندارد و وي مراحل استادي و دانشياري را گذرانده است. وي اظهار داشت که نمايندگان مخالف در خصوص مدرک دانشجو مبسوط صحبت کردند. وي در عين حال توضيح داد که هنگامي که دانشجو در انگليس تحصيل مي کرده، دو سه هفته قبل از دفاع از تز خود به خاطر اعتراض به موضوع سلمان رشدي از انگليس اخراج مي شود و بلا فاصله در ایران و در حضور اساتید مبرز از تز دکترای خود دفاع می نماید .

آنچه که در مورد برادران دانشجوباید گفت؛ "آقایان خسرو، فرهاد و کامران" هر سه در سطوح عالی علمی به تحصیل پرداختند و هر یک به اقتضای مسئولیت هایشان، خدمات علمی و اجتماعی شایان ذکری را ارائه داشته اند.

                              

دکتر فرهاد دانشجو ( دکترای مهندسی عمران سازه ) با مرتبه ی استادی ( پروفسوری ) عضو هیات علمی و رئیس دانشگاه تریبت مدرس تهران می باشد .

دکتر کامران دانشجو ( دکترای هوا فضا ) با مرتبه ی استادی ( پروفسوری ) عضو هیات علمی دانشگاه علم و صنعت تهران و وزیر علوم تحقیقات و فن آوری می باشد .

دکتر خسرو دانشجو ( دکترای معماری و شهر سازی ) با مرتبه استاد یاری ، رئیس دانشگاه آزاد واحد تهران سما و همچنین عضو شورای شهر و سخنگوی آن و رئیس هیئت مدیره باشگاه فرهنگی ورزشی استقلال تهران می باشد .

 

|+| نوشته شده توسط حکمت در چهارشنبه یکم مهر 1388  |
 خوان هشتم

به نام خداوند بخشنده ومهربان

مهدی اخوان ثالث

یادم آمد , هان..

داشتم می گفتم , آن شب نیز

سورت سرمای دی بیدادها می کرد .

و چه سرمایی , چه سرمایی !

باد برف و سوز و وحشتناک

لیک , خوش بختانه آخر , سرپناهی یافتم جایی

گر چه بیرون تیره بود و سرد , هم چون ترس,

قهوه خانه گرم و روشن بود , هم چون شرم ...

همگنان را خون گرمی بود .

قهوه خانه گرم و روشن , مرد نقال آتشین پیغام

راستی کانون گرمی بود .

مرد نقال -آن صدایش گرم , نایش گرم ,

آن سکوتش ساکت و گیرا

و دمش , چونان حدیث آشنایش گرم-

راه می رفت و سخن می گفت .

چوب دستی منتشا مانند در دستش ,

مست شور و گرم گفتن بود

صحنه ی میدانک خود را

تند و گاه آرام می پیمود.

همگنان خاموش,

گرد بر گردش , به کردار صدف بر گرد مروارید,

پای تاسر گوش

هفت خوان را زاد سرومرد "-,

یا به قولی "ماخ سالار " آن گرامی مرد

آن هریوه ی خوب و پاک آیین - روایت کرد;

خوان هشتم را

من روایت می کنم اکنون,...,

من که نامم ماث"

هم چنان می رفت و می آمد.

هم چنان می گفت و می گفت و قدم می زد

قصه است این , قصه , آری قصه ی درد است "

شعر نیست.

این عیار مهر و کین مرد و نامرد است

بی عیار و شعر محض خوب و خالی نیست

هیچ -هم چون پوچ - عالی نیست

این گلیم تیره بختی هاست

خیس خون داغ سهراب و سیاوش ها,

"...روکش تابوت تختی هاست ..."

اندکی استاد و خامش ماند

پس هماوای خروش خشم،

با صدایی مرتعش , لحنی رجز مانند و دردآلود،

خواند : آه ،

دیگر اکنون آن , عماد تکیه و امید ایرانشهر،

شیر مرد عرصه ی ناوردهای هول ،

پور زال زر , جهان پهلو،

آن خداوند و سوار رخش بی مانند ،

آن که هرگز -چون کلید گنج مروارید -

گم نمی شد از لبش لبخند ،

خواه روز صلح و بسته مهر را پیمان ،

خواه روز جنگ و خورده بهر کین سوگند

آری اکنون شیر ایران شهر

تهمتن گرد سجستانی

کوه کوهان , مرد مردستان

رستم دستان،

در تگ تاریک ژرف چاه پهناور ،

کشته هر سو بر کف و دیواره هایش نیزه و خنجر ،

چاه غدر ناجوان مردان

چاه پستان ,چاه بی دردان ,

چاه چونان ژرفی و پهنایش , بی شرمیش ناباور

و غم انگیز و شگفت آور ,

آری اکنون تهمتن با رخش غیرت مند ,

در بن این چاه آبش زهر شمشیر و سنان, گم بود

پهلوان هفت خوان , اکنون

طعمه ی دام و دهان خوان هشتم بود

و می اندیشید

که نبایستی بگوید , هیچ

بس که بی شرمانه و پست است این تزویر

چشم را باید ببندد, تا نبینید , هیچ ...

بعد چندی که گشودش چشم

رخش خود را دید

بس که خونش رفته بود از تن ،

بس که زهر زخم ها کاریش

گویی از تن حس و هوشش رفته بود و داشت می خوابید .

او از تن خود - بس بتر از رخش -

 

بی خبر بود و نبودش اعتنا با خویش .

رخش را می دید و می پایید .

رخش , آن طاق عزیز , آن تای بی همتا

رخش رخشنده

با هزاران یادهای روشن و زنده...

!گفت در دل : " رخش ! طفلک رخش

آه"!

این نخستین بار شاید بود

کان کلید گنج مروارید او گم شد ناگهان انگار .

بر لب آن چاه

سایه ای را دید

او شغاد , آن نابرادر بود

که درون چه نگه می کرد و می خندید

و صدای شوم و نامردانه اش در چاهسار گوش می پیچید...

!باز چشم او به رخش افتاد -اما ... وای

دید ,رخش زیبا , رخش غیرت مند

،رخش بی مانند

با هزارش یادبود خوب , خوابیده است

آن چنان که راستی گویی

آن هزاران یاد بود خوب را در خواب می دیده است....

بعد از آن تا مدتی , تا دیر ،

یال و رویش را

،هی نوازش کرد ,هی بویید , هی بوسید

رو به یال و چشم او مالید ...

مرد نقال از صدایش ضجه می بارید

و نگاهش مثل خنجر بود :

و نشست آرام , یال رخش در دستش"،

باز با آن آخرین اندیشه ها سر گرم

جنگ بود این یا شکار ؟ آیا

میزبانی بود یا تزویر ؟

قصه می گوید که بی شک می توانست او اگر می خواست

که شغاد نابرادر را بدوزد - هم چنان که دوخت-

با کمان و تیر

بر درختی که به زیرش ایستاده بود

و بر آن بر تکیه داده بود

و درون چه نگه می کرد

قصه می گوید

این برایش سخت آسان بود و ساده بود

هم چنان که می توانست او , اگر می خواست،

کان کمند شصت خم خویش بگشاید

و بیندازد به بالا , بر درختی , گیره ای , سنگی

و فراز آید

ور بپرسی راست , گویم راست

قصه بی شک راست می گوید

می توانست او , اگر می خواست.

لیک ..."

«مهدی اخوان ثالث»

|+| نوشته شده توسط حکمت در پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388  |
 بیوگرافی (زندگینامه) دکتر حسن سبحانی

متولد 1333 ـ شهر دامغان

تحصيلات: دکترای تخصصی (PH.D) علوم اقتصادی با گرايش توسعه اقتصادی از دانشگاه تهران

شغل: دانشيار اقتصاد در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران

دکتر حسن سبحانی ، فروردین ماه سال 1333 در شهرستان دامغان دیده به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی را در مدرسه قائم مقام سپری نمود سپس وارد دبیرستان فردوسی شد. بعد از گذراندن دوران دبیرستان به دانشسرای مقدماتی دامغان رفت و این مقطع را نیز با موفقیت پشت سر گذاشت. دکتر حسن سبحانی در بهمن ماه 1353 در رشته اقتصاد دانشگاه ملی پذیرفته شد. ایشان طی این سالها در کنار تحصیل به تدریس در دبیرستان های دامغان می پرداخت. دکتر سبحانی در خرداد ماه 1358 موفق به اخذ مدرک کارشناسی اقتصاد گشت. در سال 1367 پس از قبولی در بورس خارج از کشور آن را با این استدلال که بچه های انقلاب باید در داخل درس بخوانند به بورس داخل کشور تبدیل نمود و دوران کارشناسی ارشد و دکترا را در دانشگاه تهران به پایان رسانید و در طی این مدت علاوه بر تحصیل ، مسئولیت های مختلف علمی ، اجتماعی و سیاسی را بر عهده داشت. دکتر سبحانی اولین فارغ التحصیل دکترای اقتصاد بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در دانشگاه های جمهوری اسلامی ایران است.

تعدادی از مسئوليت ها:

1 ـ نماينده مردم شهرستان دامغان در پنجمين، ششمين و هفتمين دوره مجلس شورای اسلامی ـ رئیس کمیسون برنامه و بودجه و محاسبات مجلس در سال نخست دوره هفتم ـ رئیس کمیسون تلفیق برنامه چهارم توسعه کشور

2 ـ عضو هيأت امنای دانشگاه های شمال کشور (از سال 1378)

3 ـ معاون پژوهشی و آموزشی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی (1374 ـ 1371)

4 ـ مدير کل امور پژوهشی و قائم مقام معاون پژوهشی دانشگاه تهران (1370 ـ 1371)

5 ـ سرپرست موسسه توسعه و تحقيقات اقتصادی دانشگاه تهران (1368 ـ 1370)

6 ـ مدير کل دفتر هماهنگی تبليغات دولت (1360 ـ 1361)

7 ـ رئيس مرکز تربيت معلم دامغان (1361 ـ 1362)

8 ـ رئيس شورای شهر دامغان (1358)

9 ـ عضو مرکزی جامعه اسلامی معلمان دامغان (1357 ـ 1358)

10 ـ موسس و مسئول اتحاديه انجمن های اسلامی دانش آموزان دامغان (1358 ـ 1359)

 بخشی از تالیفات دکتر سبحانی:

ـ تاليف 11 جلد کتاب درسی در بازرگانی و اقتصاد برای دبيرستان های کشور

ـ تاليف کتاب اقتصاد کار و نيروی انسانی

ـ تاليف کتاب نظام اقتصادی اسلام

ـ تاليف کتاب نگرشی بر تئوری ارزش

ـ تاليف کتاب دغدغه ها و چشم اندازهای اقتصاد اسلامی

ـ تاليف کتاب طبقه بندی توصيفی ادبيات اسلامی (دو جلد)

ـ ترجمه کتاب تئوری و مسائل اقتصاد خرد (چاپ 24) از انگليسی

ـ ترجمه کتاب تحليل اقتصادی (چاپ 4) از انگليسی

ـ نگارش 8 مقاله در مجلات علمی ـ پژوهشی

ـ تاليف کتاب اقتصاد چيست؟ (برای جوانان)

ـ تالیف کتاب سنابرق

برگرفته شده از وب سایت تاریخانه

|+| نوشته شده توسط ابوالفضل و حکمت در چهارشنبه بیستم خرداد 1388  |
 بیوگرافی علی نیکبخت واحدی

 

 زندگی نامه
عليرضا واحدي نيكبخت 
  تاريخ تولد: 5 صبح جمعه 9 تير 1359(27 سال) 
 محل تولد: بيمارستان امام رضا مشهد 
 محل زندگي: خيابان كوه سنگي و ابوطالب مشهد 
 خانواده: 
 پدرش خياط بود و توليدي پوشاک داشت و مادر، خانه دار و البته هنر آرايشگري داشت ، او فرزند اول خانواده بود و بعد از او، يک برادر و 3 خواهر ديگر هم به اين جمع اضافه شدند. 
 محل تحصيل: 
 ابتدايي:رافت كوهسنگي مشهد 
 راهنمايي:اسرار سازمان آب مشهد  
 دبيرستان:شريعتي مشهد در رشته فني و حرفه اي 
 نكاتي از زندگي او: 
*او خانواده و فاميلي پرجمعيت داشت. يک برادر،3 خواهر،3 عمو،4 عمه،4 خاله و3 دايي فاميل بزرگي بود و پر از رفت و آمد. او هم مثل همه ايراني ها و شهرستاني ها با دلبستگي هاي عاطفي شديد به اعضاي خانواده و فاميل، به خصوص به کوچکترين دايي اش صمد که فقط 5 سال با او اختلاف سني داشت، بزرگ شد.  
*در دوران کودکي آرزو داشت دکتر شود. از دوره نوجواني ورزش را با واليبال شناخت و از ابتداي جواني بود که گمشده و آينده اش را در فوتبال حرفه اي پيدا کرد.  
 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط ابوالفضل و حکمت در جمعه ششم دی 1387  |
 
 
بالا