بیوگرافی (زندگینامه) پروفسور مسعود یغمایی
پروفسور مسعود یغمایی متخصص گوش و حلق و بینی و.بازنشسته دانشگاه علوم پزشکی مشهد بنیان گزار گروه گوش و حلق و بینی دانشگاه
متولد 1305 در شهر دامغان
دبستان همت و دبیرستان شریعتی (شاه رضا ) تحصیلات ابتدائی ومتوسطه را گذرانده ام
با توجه به علاقه به رشته پزشکی درکنکور دانشگاه تهران شرکت کردم وقبول شدم و با رتبه ی دومی پس از 7 سال فارغ التحصیل شدم
به دو رشته تخصصی زنان مامایی و گوش و حلق علاقه داشتم .بعد از اتمام پزشک عمومی در دانشگاه به فرانسه رفتم و در دانشگاه پاریس رشته زنان و مامایی را انتخاب کردم . دربیمارستان ......مدت شش ماه آموزش دیدم .روزی اتفاقی به سفارت ایران در پاریس رفتم و یک آگهی دیدم که دانشگاه علوم پزشکی مشهد نیاز به دانشیارگوش و حلق و بینی دارد و با توجه به علاقه قبلی من به این رشته و شهر مورد علاقه من ،رشته خود را عوض کردم و و به بیمارستان .....نزد استاد لو وت رفتم و به مدت 3 سال آموزش گوش و حلق را دیدم و با رتبه دومی امتحانات تخصصی را تمام کردم که به اسم برد تخصصی ناسیونال فرانسه مشهور است .
در حین آموزش 6 ماه در بخش پروفسور ... در دوره( ازوفاگولوژی و برونکولوژی )آموزش دیدم .چون فکر می کردم متخصص گوش و حلق و بینی نیاز دارد مقداری هم با بیماری های تنفسی و.......آشنایی داشته باشد.
وقتی به ایران آمدم سه رغیب داشتم که استادهای گوش و حلق و بینی دانشگاه تهران بودند.در امتحان شرکت کردم و در امتحان کتبی و شفاهی با نرمره آ بر دو نفر دیگر مقدم شدم و امتحان عملی(عمل سینوزیت ) را هم دادم و با رتبه دانشیاری شروع به کار کردم.
علت گرایش به رشته پزشکی:
من دو برادر داشتم که یکی از آن ها در سن 18 سالگی به مننژید مبتلا شد و در بیمارستان آمریکایی های آن زمان در مشهد بستری شد.
1- نیاز به آنتی بیوتیک داشت که تازه آمده بود و به صورت گردهای امروزی نبود .مایع بود و احتمال فساد آن بالا.پدرم برای تهیه دارو به تهران رفت و پس از 3 روز با مراقبت ویژه برای جلو گیری از فساد دارو به مشهد برگشت .برادرم فوت کرد و نوش داروی پس از مرگ سهراب بود
2- من مرتبا دچار خونریزی بینی می شدم .این موضوع برای من فوق العاده ناراحت کننده بود.بعد من را نزد دکتر معاضد بردند و ایشان رگی راکه پاره می شد سوزاند.و این برای من مثل یک معجزه بود .
من به دلیل اینکه یک نفر پزشکی را به دلیل نمره بالا انتخاب کند و علاقه ای نداشته باشد ،اصلا قبول ندارم و می دانم قطعا پزشک خوبی نخواهد شد.
من در سال 1331 پزشکی را با علاقه فراوان به اتمام رساندم.
بخش های بالینی:
در آن زمان بخش های بالینی در بیمارستان فارابی وبیمارستان امیراعلم وجود داشت .من هم انترنی خود را در بیمارستان فارابی تهران گذراندم اما گوش و حلق و بینی آن زمان مثل الان گسترده نبود. یعنی گوش و حلق و بینی و حنجره و جراحی سرو گردن واعمال زیبایی و......حتی در فرانسه هم به صورت امروزی نبود.
در زمان رزیدنتی بحث تحقیق هم بود ؟
بله به صورت پایان نامه و متناسب با موضوعات همان زمان فانژیت ها،عوارض حنجره، آنتروییت های حنجره ،..و من در آن زمان رساله ای با نام :زایمان بی درد با توارل برداشتم با دکتر جهانشاه صالح رئیس بیماریهای زنان و دکتر غریب که ،معلم اخلاق بنده بودند و من در بخش ایشان کار می کردم.
من در فرانسه امتحان تخصص را دادم و بعد از یکسال و نیم امتحان تخصص هم با رتبه ی دومی قبول شدم . و در تمام رشته های پزشکی اولین نفری بودم که ناسیونال فرانسه را گرفتم وبعد از تخصص در برونکوازوفازوگولوژی نزد پرفسور آندره..... مشغول به کار شدم
در آن زمان دانشکده پزشکی اصولا بخش گوش و حلق نداشت .سالهای اول در کلاس به صورت تئوری در س می دادم . اما این من را راضی نمی کرد .بیمارستان امام رضا (شاه رضای قدیم)در ان زمان مدیر داخلی داشت به نام اقای کار آموز ،که وابسته به آستان قدس بود و به من کمک زیادی کرد و سه تخت برای گوش و حلق وبینی در بخش چشم در اختیار من گذاشت و دانشکده پزشکی در این خصوص هیچ کمکی به من نکرد. انترن و آسیستان نداشتم و برای هر کار کوچکی مجبور بودم به بیمارستان مراجعه کنم . یکشب در زمان جراحی برق رفت و یک دانشجوی انترن چشم با روشن نگه داشتن شمع به من کمک کرد تا عمل انجام دهم .عمل توراکئوستومی
در آن زمان دکتر سرنون منزلشان در بیارستان امام رضا بود..من با ایشان برای کمبود مکان جهت بخش گوش و حلق صحبت کردم و ایشان قبول کردند در بیرو ن از بیمارستان منزل بگیرند. ودر آنجا بخش گوش و حلق تاسیس شد. سالن پذیرایی را با پرده جدا کردیم .یکطرف اتاق انترن ها و استاژر ها و طرف دیگر اتاق معاینه و جراحی بود تعداد تخت ها 10 عدد بیشتر نبود که باز هم جوابگوی مراجعه کننده ها نبود.
در بیمارستان امام رضا یک ساختمان قدیمی و متروکه بود که در قدیم رختشورخانه بود . با کمک آستان قدس آن را بازسازی و بخش گوش و حلق وبینی را در این محل راه اندازی کردیم . و باز هم دانشگاه علوم پزشکی در این زمینه هیچ کمکی نکرد.
از اساتید آن زمان مرحوم دکترقوام نصیری – دکتر سامی راد – دکتر میر دامادی – دکتر بهبود – دکتر رادپور – دکتر مستقیمی (استاد تشریح) مرحوم دکتر غریب (استاد جراحی عمومی ) –د دکتر شکریان (انگل شناسی ) – دکتر قرشی (گیاه شناسی)بودند
اولین رزیدنت گوش و حلق و بینی که انتخاب کردم دکتر مصدق بود . وقتی رزیدنتی ایشان بعد از سه سال تمام شد ، بنا به دلایلی در دانشگاه نماندند و رفتند. بعد ایشان آقای دکتر میرصالحی آمدند .سالی یک رزیدنت داشتیم در آن زمان رزیدنت را خودمان انتخاب می کردیم . و بعد دکتر نوروز بیگی آمدند که بعد معاونت آموزشی دانشگاه را عهده دار شدند که باعث گسترده شدن بخش گوش و حلق شد.
من 28 سال در مشهد خدمت کردم.در آن زمان عمل لوزه با بی حسی موضعی انجام می شد وبرای بچه ها بسیار عمل سختی بود .
من همراه دکتر حمید یغمایی – مهدی یغمایی – هدایت یغمایی یک منزل را اجاره کردیم و برای اولین بار بیمارستان جدیدی مطابق با استاندارد های جدید ساختیم و بیمارستان آریا اولین بیمارستان خصوصی مشهد بود.
منبع: دانشگاه علوم پزشکی مشهد
|
+| نوشته شده توسط
حکمت در شنبه هفدهم اردیبهشت 1390
|